در کشور ما با وجود انواع حکایت ها و روایت های منظوم و منثور ، داستان و نمایشنامه جزء اشکال نو ادبی محسوب می شوند . هر چند که بسیاری از شگرد های این گونه های ادبی که ما امروزه فکر می کنیم ضمن آشنایی با ادبیات غرب به آنها رسیده ایم ، در نمونه های کهن ادبیات فارسی موجود است . مگر می توان تصویر سازی ها ، دیالوگ های پیش رونده منطقی ، تحول درست و به جای شخصیت ها و علاوه بر آن تخیل بی حد در داستان گویی و هزار نکته ظریف دیگر را در نثر ترجمه تفسیر طبری به جا مانده از فارسی قرن چهارم ، نادیده گرفت . فارغ از این ، بررسی پیوند های این دو گونه ادبی در طول حیاتشان در ادبیات فارسی امروز نیاز به بحث مفصلی دارد و در این مجال کوتاه می کوشیم مروری بر روابط متقابل آنها داشته باشیم .
ادامه مطلب
يادداشتي بر کتاب از ياد رفتن نوشته محمدحسن محمدي
«از ياد رفتن» روايت يک روز از زندگي «سيدميرک شاه آغا» به تاريخ پنجشنبه، 24 جمادي الثاني 1422 هجري قمري است که از ساعت 6 و 45 دقيقه يا به گويش مزار شريفي، «پانزده کم هفت بجه صبح» آغاز مي شود.
در اين متن شايد آنچه که بيش از همه نظر مخاطب را جلب مي کند، به کارگيري نوعي خاص از لهجه فارسي است که گويا مختص مردم مزارشريف است. «محمدحسين محمدي» مي کوشد تا در اين اثر، زبان ادبيات مکتوب را به زبان کوچه اين ديار نزديک کند که البته در فضاي کلي متن هم مي نشيند. چه اگر بپذيريم که زبان و دايره لغات، نخستين گزينه براي شناخت سلول هاي يک فرهنگ است، روايت تک صدايي اين کار با دايره واژگاني از اين دست به فضا سازي آن هم کمک مي کند.
ادامه مطلب
