
لغو مجوز رمان های " عقرب..." و" سالمرگی" از منظر اهالی ادبیات؛
" و می دانم که زمانه زیباتری بود آن زمان، که همه اندیشه ها در یاد آدمیان ضبط بود و
اگر کسی می خواست کتابی را خمیر کند، باید سر آدم ها را زیر پرس می گذاشت، ولی این کار فایده ای نمی داشت چون که افکار واقعی از بیرون حاصل می شوند و مثل ظرف سوپی که با خودمان سر کار می بریم، آنها را مدام به همراه می بریم."
تنهایی پر هیاهو- بهومیل هرابال
ترجمه پرویز دوایی- ص 2
یکی از اتفاق های چند سال اخیر که دیگر آنقدر تکرار شده که از مرتبه اتفاق به زیر آمده و شاید پا در دایره روزمرگی ها گذاشته است، لغو مجوز و توقیف کتاب هایی است که چندی قبل از ارشاد مجوز ورود به بازارکتاب گرفته اند. این اتفاق در روزهای اخیر دامن نمایشگاه کتاب را هم گرفت و آثارکلاسیک ادبیات داستانی معاصر ایران، که از آن جمله می توان به آثار " صادق هدایت" و" چوبک" اشاره کرد، هم از غرفه های نمایشگاه جمع شد. و البته کتاب های " فرخنده حاجی زاده" و کتاب های دیگری که شاید نام شان از حافظه این نوشته پاک شده باشد.
اما نکته عجیب تر اینکه، در فقر نشر کتاب های ادبیات داستانی و کتاب هایی که پشت سد عظیم مجوز ماندند و منتشر نشدند و با وجود مشکلاتی که جوایز ادبی برای به دست آوردن سالنی برای برگزاری مراسم با آن دست به گریبان بودند، باز هم این جوایز که اغلب از سوی بخش خصوصی حمایت می شدند، به معرفی برگزیدگان ادبیات داستانی پرداختند تا نشانه ای باشد بر روشنی چراغ ادبیات ایران و کورسوی امیدی برای اهالی ادبیات که در این وانفسا هم کارشان دیده می شود و هنوز عیاری، شاید، برای سنجش آثار هست و رقابتی!
جالب اینجا ست که روند توقیف ها و لغو مجوزها، چنان گسترده شد که این دیوار مقابل آثار برگزیده هم قد کشید. به این ترتیب که چاپ سوم رمان " عقرب روی پله های راه آهن اندیمشک یا از این قطار خون می چکه قربان!" نوشته " حسین مرتضائیان آبکنار، برگزیده بخش رمان جایزه ادبی مهرگان1386 و برنده بهترین رمان اول جایزه ادبی گلشیری در سال گذشته، اوایل زمستان سال پیش لغو مجوز شد وبی آنکه قدم به بازار کتاب بگذارد در انبار ناشر ماند.
در کنار آن ، چاپ دوم رمان" سالمرگی "، نوشته " اصغر الهی" هم که موفق به کسب جایزه بهترین رمان سال 1386 از سوی بنیاد گلشیری شده بود ، توقیف و به بازار کتاب عرضه نشد. در این میان ناشران کتاب های مذکور ، رسانه ها را از نشر این خبر بر حذر داشتند تا شاید بتوانند گامی به سوی باز شدن درها به روی این کتاب ها بر دارند و نشد که نشد. و " سالمرگی" و "عقرب ..." روی نمایشگاه بیست و یکم کتاب را هم به خود ندیدند.
" فرزانه طاهری" – مترجم و دبیر جایزه ادبی گلشیری- در مورد لغو مجوز آثار برگزیده ادبیات داستانی گفت : این اتفاق خیلی هم جای تعجب ندارد، وقتی کتاب هایی که همین الان در کتابفروشی ها ارائه می شوند، از نمایشگاه کتاب جمع می شوند. انگار پدیده جدیدی به نام مجوز ارائه در نمایشگاه، به لیست مجوز ها اضافه شده است. و عجیب تر اینکه به نویسنده ها هم توصیه می شود که وقتی می نویسند، حواس شان باشد و حساسیت های ممیزی را در نظر بگیرند. این دستور توجه به طرز نوشتن، در طولانی مدت به خودسانسوری تبدیل می شود.
" طاهری" با اشاره به ارزش های ادبی " عقرب.. " و" سالمرگی" گفت : در میان آثار انبوهی که برای چاپ های بعد مجوز نمی گیرند، دو کتاب هم وجود دارند که به دلیل ارزش های ادبی شان، موفق به کسب جوایزی شده اند. البته ما باید حدس می زدیم که تیغ سانسور به آثار برجسته ادبی هم می رسد واین ویژگی ها، هیچ ملاحظه ای در کار دست اندرکاران ایجاد نمی کند و البته بخشی از انگیزه های برگزارکنندگان جوایز ادبی را هم با این کار له می کنند. چرا که به چاپ های بعدی رسیدن کتاب های برگزیده از انگیزه های ما است. هر چند با اتفاقاتی از این دست هم از میدان به در نمی شویم.
مترجم " کلیسای جامع " خاطر نشان کرد: این اتفاق ها خیلی عجیب نیست. ما با سلطه تفکر "کیهان" در عرصه فرهنگ و ادبیات مواجهیم. هنگامی که کار به زندانی کردن رمان نویس به خاطر کنش های شخصیت داستانی اش بکشد، دیگر تکلیف باقی قضایا هم روشن است. اما قرارنیست ما به دهه ای برگردیم که با هزینه های سرسام آور می خواستند عده ای داستان نویس را به ادبیات تحمیل کنند که با شکست هم مواجه شد . من از این بابت متاسفم ، اما واقعیت عریانی است. پیشروی ذره ذره ای است که افق روشنی برای آن نمی بینم و هر گونه مبارزه با فرهنگ اصیل و ادبیات جدی به شکست محکوم است. در طول تاریخ هم سانسور چی ها، روسیاه بودند و ادبیات جدی، ماندگار.
اما " فتح الله بی نیاز" ، دبیر بخش ادبی جایزه مهرگان، در این زمینه گفت : برخی از حکومت های تمامیت خواه یا توتالیتر ، مثل شوروی سابق، کره شمالی و اروپای شرقی سابق که ایران هم از آن جمله است، هیچ چیزی را خارج از چارچوب اندیشه های خودشان بر نمی تابند و به محض اینکه می بینند کتابی مقبولیت یافته ، آن را بر می چینند. همانطور که در حکومت شوروی سابق ، آثار " بوریس پاستر ناک" ، " آنا آخماتووا" و ... اجازه چاپ پیدا نمی کردند یا بعد از چاپ اول، توقیف می شدند. اینجا هم همین طور است. کتاب هایی که، در هر زمینه ای، حرف تازه ای می زنند، چون در مقابل این جبهه قرار می گیرند، بر چیده می شوند.
این نویسنده و منتقد ادامه داد : اتفاق کمدی این است که این ها ، حتی کتاب های فال بینی یا" روان شناسی یک دقیقه ای" را هم جمع می کنند. فقط به یک دلیل؛ چون مقبولیت یافته اند. اصلا قرار نیست هیچ نویسنده یا مترجمی مقبولیت بیابد. به همین دلیل هم بسیاری از اساتید فرهیخته از دانشگاه ها پاکسازی شدند. من اطلاع دقیق دارم که افرادی نظیر " حسین بشیریه" و " جلال ستاری" در کلاس هایشان جمله ای بر خلاف نظام نگفته اند، اما چون محبوبیت دارند ، آنها را به دنشگاه هم راه ندادند. تنها کسانی می توانند محبوبیت بیابند که در دایره خودشان باشند.
وی خاطر نشان کرد: برای من این اتفاق بعید نبود. می دانستم که چاپ دوم و سوم این کتاب ها دچار مشکل می شود. چون ساختار رمان، جوری است که به فرد می پردازد و قدرت را زیر سوال می برد، در نتیجه حکومت توتالیتر، آن را بر نمی تابد. هر چند این اتفاق، در حوزه کتاب های اجتماعی که به تحلیل موقعیت ها می پردازد هم می افتد.
جواد مجابی" ، نویسنده، شاعر و پژوهشگر، در مورد توقیف کتاب های برگزیده ادبی گفت : شاید صحبت کردن از سانسور باعث تشدید آن می شود. بر خلاف پیش بینی ما که از 40 سال پیش که کانون نویسندگان تشکیل شد و ما علیه سانسور مبارزه می کردیم، سال به سال سانسور بیشتر شد و کاهش پیدا نکرد. من دیگر می ترسم که هر چقدر صحبت کنیم، بدتر شود.
" مجابی " افزود : مگر می شود که پس از 40 سال، مبارزه نویسندگان برعلیه سانسور به هیچ جا نرسید. انگار هیچ نقطه مشترکی بین ما و اداره سانسور وجود ندارد تا بحثی بین ما درگیرد. پس بهتر است که کار خودمان را انجام دهیم.
وی در پایان سخنانش گفت : من با سانسور آثار، پیش از چاپ، مخالفم. آثار باید آزادانه، خلق و منتشر شوند و اگر مشکلی پیش آمد نویسنده، طبق مقررات مملکت پاسخگو باشد. هیچ کس حق ندارد که به چاپ رمانی اجازه بدهد یا نه! این قوانین باید مورد ملاحظه قرار بگیرند.
" محمود حسینی زاد"، نویسنده و مترجم، هم در این زمینه گفت : من فکر می کنم این مشکل از نبود یک نوع معیار و قواعد و قانون نشات می گیرد. به عنوان مثال؛ سال پیش قرار بود که نشر ماهی ، سه رمان از دورنمات – سوء ظن، قول و قاضی و جلادش – را در یک پک منتشر کند. هر سه از یک نویسنده بود و هر سه هم در ژانر پلیسی بود و روایت در سوئیس می گذشت ، با این وجود "قول" را نگه داشتند و به" سوء ظن" و" قاضی و جلادش" اجازه نشر دادند. که ضرری هم به من و ناشر زدند. من نمی خواهم بگویم که با کنترل مخالف هستم. به خصوص در جامعه ای که در حال گذار است. اما گاهی به ساده ترین مسائل در کتاب ها ، ایراد می گیرند که نشان از نبود مقررات در این زمینه و بی تجربگی بررس ها دارد.
این داور دوره پیش جایزه گلشیری گفت : " سالمرگی " و عقرب " از بهترین رمان های ادبیات معاصر هستند. " سالمرگی " نثر فوق العاده زیبایی دارد و آنقدر پیچیده نوشته شده که خواندن آن، حتی برای بسیاری از نویسندگان هم آسان نیست. و رمان " عقرب" که بسیار دوستش دارم، بسیار زیبا نوشته شده و حاوی دید جدید و نویی در ادبیات است. من باز هم تکرار می کنم این مشکل از نبود مقررات در این زمینه به وجود می آید .
اما نکته قابل توجه اینکه " همایی" – مدیر نشر نی- در پاسخ به این پرسش که رمان " عقرب..." به چه دلیل توقیف شده ، گفت : این رمان توقیف نشده است.از نظر آقایان یک ایراد هایی به این کتاب وارد است.
همایی از ذکر این "ایراد ها" خودداری کرد و گفت : ایراد هایی جزئی که قرار شده در هیات نظارت مطرح شود.
ناشر "عقرب..." درباره زمان پاسخگویی این هیات گفت : خبر دقیقی ندارم. ما منتظر جواب آقایان هستیم و هر روز پیگیری می کنیم. از آن طرف هنوز به ما جوابی داده نشده است.
اما حسن کیائیان – مدیر نشر چشمه- که اصرار داشت ، عین کلماتش در روزنامه درج شود، در پاسخ به این سوال که آیا در خصوص توقیف رمان " سالمرگی " اتفاق تازه ای رخ داده است، گفت: هیچ.
وی در پاسخ به این سوال که آیا دلایلی مبنی بر توقیف این کتاب ذکر شده است، گفت : خیر. ما واقعا چیزی نمی دانیم.
و اینجاست که احوال آبکنار و اصغر الهی و دیگران، شبیه حال لئوناردو داوینچی است که" نگاه می کرد چطور سرباز های فرانسوی، مجسمه اسب سوار او را هدف تیراندازی قرار داده اند. نگاه می کرد که چگونه اسب و سوار تکه تکه زیر گلوله می ریزند و از فکرم گذشت که لئوناردو هم که در آن لحظه مثل من ایستاده و با متانت، ناظر این اعمال وحشتناک است، به این نتیجه رسیده که نه در آسمان ها نشانی از عطوفت است و نه در وجود آدمیزاد دو پا." ( تنهایی پر هیاهو- ص 12)
------------------------------------------------------------------------------------------
گفت و گوی" امیرحسین خورشیدفر" با "حسین مرتضائیان آبکنار" و یادداشت " مهدی یزدانی خرم" را در کارگزاران بخوانید.
